ابراهيم عاملي ( موثق )

173

تفسير عاملي ( فارسي )

و نماينده ى حقيقت آن است ، پس با اين عمل ميفهماند كه پس از دعا روى دلم بسوى آن حقيقت است كه جامع ميان روح است و بدن ، و خواسته ى درونى و بيرونى من يكى است و در دل نفاق ندارم ، و بايزيد بسطامى گفته است : شبى از سرما ، يك - دست بدعا بلند كردم ، چون بخفتم ، آن دست را پر از نور ديدم و ديگرى خالى ، گفتم : خدايا ، اين چرا ؟ جواب شنيدم : با آن كه خواستى داديم ، و آن را كه نهان كردى تهى كرديم . تفسير صافى : در كتاب مصباح الشريعة از امام صادق ع روايت كرده است : شب و روز در همه كار خود از خداوند با زارى و تضرّع يارى بجوئيد ، كه گفته است : « ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً » . تفسير نيشابورى : تأويل اين جمله آن است كه خدا را بوسيله ى اعضاى ظاهرى بدن به صورت تضرّع و زارى بخوانيد ، و بوسيله ى دل به صورت نهانى و خفاء بخوانيد ، و ممكن است اين طور باشد كه براى اظهار بندگى با تضرّع و زارى بخوانيد و براى خواهش انجام حقّ خداوندى و رفتار مناسب مقام ربوبى ، در نهان و بدل آنها را از او بخواهيد . « إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ » 54 فخر : كلبى و ابن جريج گفته‌اند : اين جمله مىفهماند كه آواز به دعا بلند كردن محبوب خداوند نيست . « وَلا تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها » 55 مجمع : كلبى و ضحّاك و سدّى و حسن بصرى گفته‌اند : يعنى مؤمنين را نكشيد و وادار بگمراهى نكنيد ، و پس از آمدن پيغمبران و آوردن كتابهاى آسمانى دست بگناه دراز نكنيد ، و بعضى گفته - اند : يعنى با اينكه خداوند عدالت را وسيله ى صلاح و درستى قرار داده است شما بسوى ستمكارى كه وسيله ى فساد و نابودى است دست دراز نكنيد ميسّر از امام باقر ع روايت كرده است كه در اين آيه فرمود : زمين نابود و فاسد بود ، خداوند بوسيله پيغمبر ص آن را اصلاح كرد . « وَادْعُوه خَوْفاً وَطَمَعاً » 55 ابو الفتوح : ذو النّون مصرى گفت : يعنى از ترس